دسته‌بندی نشده

تصویر آینده | منشا عمل ما کجاست

ما کجا زندگی می‌کنیم.

در حال؟ در گذشته یا در آینده؟

این، یکی از موضوعاتی بود که از اذر ۱۴۰۴، گاها بهش فکر می‌کردم، و در رویداد ها و اتفاقات مختلف با اون مواجه شدم.

جوابی که من بهش رسیدم؛ نه حال هست، نه گذشته، و نه آینده.

ما در هیچ یک از اینها زندگی نمی‌کنیم.

یا اگر دقیق‌تر بگم، اون چیزی که به زندگی ما، به روابط ما، به احساسات و به عمل ما، رنگ و شکل میده، هیچکدوم از اینها نیست.

بلکه “تصویر ما از آینده” هست.


به این مثال توجه کنید.

دو زندانی رو تصور کنید که امروز صبح خبر های متفاوتی رو دریافت می‌کنند.

به یکی خبر میدن که فردا قرار هست اعدام شود.

و دیگری فردا آزاد خواهد شد.

بنظر شما تجربه و عمل این دو شخص در آن ۲۴ ساعت چگونه خواهد بود؟

فردی که خبر ازادی‌اش را دریافت کرده، احتمالا شاد است و هیجان زیادی را تجربه می‌کند، خوشحال است و بیشتر می‌خندد.

با بقیه به گرمی ارتباط می‌گیرد، با هم‌سلولی هایش شوخی می‌کند و تا پایان روز سر از پا نمی‌شناسد، و تمام دقایق آن روز را با وجد سپری می‌کند.

تجربه‌اش از غذا خوردن، تعامل با دیگران، راه رفتن و حتی خوابیدنش، متفاوت است.

حال زندانی دوم را تصور کنید.

پژمرده است، بی‌حال و کسل در کنج سلول خویش در فکر فرو رفته است.

نه لب به غذا می‌زند، نه با کسی صحبت می‌کند و نه از سلول بیرون می‌رود.

در حالی که هر دوی آنها، در یک زندان، با امکاناتی مشابه، با دسترسی به یک غذای مشابه، و در کنار افرادی یکسان، زندگی می‌کنند.

آنچه که تجربه‌درونی، و عمل ما را متفاوت می‌کند، نه شرایط کنونی. بلکه تصویری است که از آینده در ذهن داریم.

احتمالا می‌توانید مصداق ها و مثال های دیگری در زندگی خود برای این پدیده پیدا کنید.

مثل زمانی که به یک مهمانی دعوت شده‌اید، یا زمانی که سفری هیجان انگیز پیش روی شماست.

در تمام این حالات، تصویری از آینده، جلوتر از شما آنجا قرار دارد که تجربه درونی و عمل‌تان را رنگ و شکل می‌دهد.

بیایید نام این پدیده را بگذاریم

اثر تصویر آینده یا The Future Frame Effect

یعنی تصویر آینده به عنوان قاب و چارچوبی برای تجربه‌کردن، عمل کردن و فهم پدیده ها در زمان حال.

خوشبختانه باید بگم که میشه این قاب و تصویر رو خودمون بسازیم.

کار بسیار سختی هست، و در بعضی شرایط، خصوصا زمانی که متغیر های پیش‌بینی ناپذیر و ابهامِ مسیر زیاد میشه.

اما اگر کسی بتونه به چنین اقدام و ابزاری دسترسی داشته باشه، لحظات شادِ همراه با عمق بیشتری رو تجربه می‌کنه.

عمق در زمینه های مختلف، در ارتباطش با ادم ها، در مدلی که غذا می‌خوره، طوری که به کار کردنش نگاه می‌کنه، طوری که به استراحت کردنش نگاه می‌کنه.

این نگاه و این پدیده محدود به ظرف خاصی نیست، سرریز میشه و اثرش رو در جاهای مختلفی می‌تونیم ببینیم.

این رو می‌فهمم که دشوار و غیرممکن بنظر می‌رسه.

و حتی در بعضی شرایط ناممکن هست.

ناممکن یعنی برای هیچ‌کس ساخت تصویری از آینده ممکن نباشه. تجربه این شرایط رو هم کم نداشتیم در این ماه های اخیر، از جنگ گرفته تا پدیده های متعدد دیگه. (و دقت کنیم که این افزایش شاخص ابهام فقط مربوط به نقطه جغرافیایی ما نیست و این روز ها پدیده‌ای جهان‌شموله، به طوری که در سال ۲۰۲۶ این شاخص به بالاترین میزان خودش تا امروز رسیده)

با وجود تمام این صحبت ها.

خوبه که تمرین کنیم، و تلاش کنیم تصویر های پرقدرت تری از آینده بسازیم.

می‌دونم کار سختی هست. اما میشه کوچک شروع کرد، و رفته رفته این خودش چرخه‌ی مثبتی رو شکل میده.

نهایتا باعث میشه که فهم ما از آینده، و تصویر ما از آینده چیزی متفاوت از امروز بشه.

و تصور کنید زمانی رو که بخش عمده‌ای از جمعیت ایران در چنین تصویری زندگی بکنه.

مدل فعالیت ما چطور خواهد بود؟

طوری که زندگی رو تجربه می‌کنیم چطور خواهد بود؟

ایران آبادِ توسعه یافته، اینطوری ساخته میشه.

دیدگاه شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *